محمد بن أحمد الفاسي المكي ( مترجم : محمد مقدس )
18
شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام ( فارسى )
پيادهشوم . سپس مىگويد : ابراهيم پس از بستن سرش ، همچنان كه سوار بر اسب بود ، به او گفت : وقتى اسماعيل آمد ، به او بگو آستانهء در خانهات را محكم كن كه قوام خانه بدان است . . . از اين روايت چنين بر مىآيد كه همسر اسماعيل كه پدرش به وى دستور داد او را نگاهدار ؛ چون او شكر نعمت الهى را به جاى آورد ، دختر مضاض بن عمرو جُرْهُمى بوده است ولى از روايت ابنعباس چنين نكتهاى برداشت نمىشود . البته از ابنعباس روايتى آمده كه او دختر مضاض بن عمرو جرهمى بوده است . مسعودى يادآور شده است كه همسر اسماعيل كه ابراهيم سفارش كرد او را نگهدارد و طلاقش ندهد ، شامه « 1 » دختر مهلهل جُرْهُمى بوده است . سُهيلى نيز اين مطلب را آورده است . او مىگويد : آن گاه با زن ديگرى ازدواج كرد ، همان كه ابراهيم عليه السلام در سفر دوّم خود به وى گفت : به همسرت بگو آستانهء در خانهاش را محكم كند . . . « 2 » اين در خبر صحيح هم آمده است . گفته مىشود كه نام همسر دوّم اسماعيل « شامه دختر مهلهل » بوده است . سهيلى مىنويسد : واقدى اين مطلب را در كتاب « انتقال النور » و همچنين مسعودى در كتاب خود آوردهاند . سهيلى مىافزايد : نام همسر دوم اسماعيل را ، عاتكه نيز گفتهاند . آنچه واقدى ، مسعودى و سهيلى دربارهء نام همسرِ دوم اسماعيل گفتهاند ، با روايت ابوجهم و ابنعباس مغايرت دارد . سهيلى ، از عاتكه كه گفته شده همسر اسماعيل است ، نام نمىبرد ، ولى ابنهشام در كتاب خود « التيجان » از او سخن به ميان آورده و مىگويد : عاتكه دختر عمرو جرهمى است ، همان كه به ابراهيم گفت : هاجر و اسماعيل به دنبال چرانيدن گوسفندان رفتهاند ، همراه من به زمزم بيا تا سرت را - در حالى كه سوار هستى - بشويم . . . در خبر پيشگفته ،
--> ( 1 ) . مسعودى « سامه » آورده است . ( 2 ) . الروض الأُنُف ، ج 1 ، ص 17